عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

117

منازل السائرين ( فارسى )

عالم امر . بايد خاطر نشان كرد طبق نظر شيخ اعظم محيى الدين ابن عربى ، انسان ، جهان و قرآن ، يك حقيقت واحدند در سه قالب . و سير در مراتب آنها براى انسان ميسر نيست ، مگر با سير در مراتب نفس خود . شاهد اين كه نظر تلمسانى نيز مغاير نظر شيخ اعظم نمىباشد . اشارهء تلمسانى به اين نكته است كه سالك ديگر چيزى براى بهره‌مندى نفس خود نمىخواهد ؛ اين گفتار به معنى گذر از امارگى نفس و رسيدن به مراتب بالاتر نفسانى است ، زيرا امارگى نفس ، انسان را تنها به بهره‌مند كردن خود فرا مىخواند . وقتى كه سالك در مراتب نفس سير نمايد ، اين امكان براى او پيش مىآيد كه در مراتب وجود و بواطن قرآن نيز سير كند و اسرار و رموز آنها را كشف نمايد . به همين علت تلمسانى در پايان توضيحات خود از خداوند تقاضا مىكند كه در ازاى اهداى نفس خود به پيشگاهش ، كدورت عالم خلق را دور نمايد و به نورانيت و وحدانيت عالم امر برساند . اما حضرت امام خمينى ( ره ) در تأويل آيه شريفه « مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ « 1 » ؛ هركس از خانه‌اش به قصد مهاجرت به سوى خدا و رسولش خارج شود و در اين حال مرگش فرا برسد ، پس اجر او بر خدا واقع گشته است » مىفرمايند : بعضى گويند يكى از معانى آيهء شريفهء فوق اين است كه كسى كه از بيت نفس خارج شده و سوى حق هجرت كرد به سفر معنوى و پس از آن فناى نام رسيد ، اجر او بر خداى تعالى است و معلوم است كه براى چنين مسافرى جز مشاهدهء ذات مقدس و وصول به فناى حضرتش ، اجر ديگرى لايق نيست ، چنان‌كه از زبان آنها گفته شده « 2 » : در ضمير ما نمىگنجد به غير از دوست كس * هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس « 3 » ايشان در كتاب شرح دعاى سحر آيات ذيل را به عنوان شاهدى براى سفر نفسانى حضرت ابراهيم عليه السّلام ذكر مىكنند : « فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ

--> ( 1 ) . نساء / 100 . ( 2 ) . امام خمينى ، شرح اربعيت حديث ، ص 333 . ( 3 ) . اوحدى مراغى ، ديوان اشعار .